منبع: Fast Company نویسنده: Natalie Nixon مترجم: مهدی نیکوئی
بسیاری از ما فلج تحلیلی به گوشمان خورده است: ناتوانی در تصمیمگیری و اقدام به دلیل تحلیل بیش از حد و تفکر بیش از اندازه. اما به تازگی، در یک گفتوگوی پادکستی با «بری مریک»، بنیانگذار شرکت مشاوره «آیوی» (Ivy)، او سوال خیلی خوبی از من پرسید: در مورد «فلج خلاقیت» شنیدهای؟ در این مدت، هر قدر بیشتر به این سوال فکر کردم، بیشتر متوجه شدم که فلج خلاقیت یکی از ناشناختهشدهترین مشکلات بهرهوری است که رهبران سازمانی امروز با آن مواجهند.
من خلاقیت را مرز بین شگفتی و صلابت، تعادلی بین خلاقیت بیاتمام و اجرای نظاممند تعریف میکنم. فلج خلاقیت زمانی بروز میکند که از این تعادل خارج شویم و به هر کدام از دو سوی این طیف کشیده شویم. در یک سو، ممکن است زمان بیش از حدی را در سرزمین شگفتیها سپری کنید، غرق در تفکر آزاد شوید و دست به هیچ کاری نزنید. از سوی دیگر، ممکن است چنان غرق در اجرا، تبیینات، اصلاحات وسواسگونه و تخصصیسازی بیخاتمه شوید که به اصطلاح درختان پیش چشمتان مانع از آن شود که جنگل را ببینید. در هر دو حالت، گرفتار فلج خلاقیت شدهاید.
گفتوگویی که به تازگی با «کتی اونتو»، مشاور مدیریت و نویسنده کتاب «جاهطلبی پایدار» (Sustainable Ambition) داشتم، کمک کرد این محور را درک کنم که چگونه جاهطلبی نیز از یک فرآیند خلاقانه پیروی میکند و چرا بسیاری از رهبران سازمانی نمیتوانند آنچه را ابتدا کردهاند، به خاتمه برسانند.
اونتو جاهطلبی را تعیین اهدافی تعریف میکند که نوعی انگیزه و رویا در ما ایجاد میکنند و تعهد لازم برای اولویت دادن و اقدام در ما پدید میآورند. اما او به سرعت ذکر میکند که جاهطلبی یک قابلیت ساده نیست و مانند یک حالت ذهنی دچار جزر و مد میشود. زمانی که به این خاصیت احترام نگذاریم، دچار فلج خلاقیت میشویم.
۱- خودآگاهی داشته باشید
برای گرفتار نشدن به فلج خلاقیت، باید واقعبینی داشته باشید. باید بدانید که دقیقا کجا هستید، چه مزایا و معایبی دارید و چگونه به این وضعیت خود احترام بگذارید. یک خودارزیابی صادقانه میتواند برایتان روشن کند که آیا در مرحله شگفتی هستید (جایی که ایدهها نیازمند اکسیژن و فضای بیشتری هستند)؟ یا به مرحله صلابت رسیدهاید و برای اجرا نیازمند ساختار و ضربالاجلهای زمانی هستید؟ آمیختگی این دو مرحله، باعث فلج میشود.
همواره نمیتوان به سرعت مرحله شگفتی را ترک کرد؛ چرا که اجرای پیش از موعد، ایدههای در حال تکوین را نابود میکند. اما زمانی که مرحله اجرا میرسد، قیدها و محدودیتها میتوانند موتور خلاقیت شوند. من همواره این مبحث را تجربه کردهام که خلاقیت عاشق محدودیت است. یک ضربالاجل زمانی، دشمن رویاپردازی نیست بلکه به آن تعهد اجرایی میدهد.
۲- ایدهها نمونه هستند، نه شاهکار
یکی از رهاییبخشترین ذهنیتها برای فلج خلاقیت، مواجهه با ایدهها و حتی خروجیهای کار به عنوان نمونههایی آزمایشی است. اونتو به من یادآوری کرد که در سیستمهای پیچیده، هدف شما انجام دادن کار درست یا بینقص نیست، بلکه هدف یادگیری است. زمانی که به جای اجرای یک طرح نهایی، ایدهای را آزمایش کنید، حساسیتهایتان کمتر خواهد شد و شروع کار به حرکت میکنید. در چارچوب حرکت، تفکر و استراحت (MTR)، مسیر پس از حرکت مشخص میشود. بازنگری یا تفکر در آن، فقط پس از آزمایش و حرکت اولیه صورت میگیرد. پروژهای که با اجرای خوب و در زمان خوب به خاتمه میرسد، بهتر از پروژهای است که به دلیل کمالگرایی دیر به اتمام میرسد یا هیچگاه شروع کار نمیشود. اجازه دادن به انجام کار خوب و آزمایش کردن، همان ذهنیتی است که شما را نسبت به فلج خلاقیت مصون میکند.
۳- تمام کردن به معنی تسلیم نیست، بلکه استراتژی است
احتمالا سختترین بخش کار در هر تلاش خلاقانهای، اعلام پایان کار کار آن است. اونتو پس از آنکه کتابش را تمام کرد، خود را درگیر نوعی جاهطلبی و کمالگرایی اتمامی دید؛ وضعیتی که بسیاری از رهبران سازمانی نیز به آن گرفتار میشوند، اما به ندرت آن را به زبان میآورند.
او به متون خلاقانه مختلف مراجعه میکرد تا راهنماییهای بیشتری برای انتشار کتابش به بهترین حالت ممکن پیدا کند. با این حال، همواره احساس میکرد که توانایی اصلاح و بهبودهای بیشتری در بخشهای مختلف کتاب وجود دارد و به همین دلیل نمیتوانست بگوید که «نهایی است. این پروژه به قدر کافی خوب و آماده است.»
«الیزابت گیلبرت» این مبحث را در کتاب «جادوی بزرگ» (Big Magic) اینگونه تبیین داده است: شما یک زمان باید کار خود را به اتمام ببرید و آن را منتشر کنید تا بتوانید با قلبی شاد و مصمم به کارهای دیگر برسید. ریک رابین، پادکستساز آمریکایی نیز با این ایده موافق است که ما پروژه کنونی را در خدمت به پروژه بعدی پایان کار میدهیم.
تصور من این است که مهمترین نکته درباره فلج خلاقیت این است که ما در حقیقت جایی گرفتار نمیشویم. فقط نمیدانیم که کجا و چگونه رها کنیم. چارچوب حرکت، تفکر و استراحت نقشهراه تعادل بین شگفتی و صلابت را فراهم میسازد. استراحت، منفعلانه نیست. ما اندکی فاصله میگیریم تا دیدگاه و درک بهتری از اجرای خود داشته باشیم. اما بدون اجرا، نه مشکلات روشن میشوند و نه ایدههای بعدی میآیند.
برچسب:
نویسنده: hooshma